بی قراری های بی نشان بانو

اینجا تا هر بی نـهـایتی که میپسندید، قضاوت کنید

بی قراری های بی نشان بانو

اینجا تا هر بی نـهـایتی که میپسندید، قضاوت کنید

آخرین مطالب
۲۹ آذر ۹۵ ، ۱۴:۳۲

00.01

بالاخره دیروز رفتم پیش مشاور با حرف زدن و یجورایی درد ُ دل کردن خیلی سَبک شدم بهم گفت طبق حرفای که شما زدید میتونم بگم ایشون اینبارم نمیاد و کلا اون قصد ازدواج نه با شما و نه باهیچکس دیگه رو نداره گفت بهتره بیشتر برای خودت وقت بذاری گفت هر روز برو بیرون ی کاره نیمه وقت پیدا کن و حتما ورزش کن و درست ُ ادامه بده منم بهش گفتم درس ُ دانشگاه و کار کردن رو میذارم برای بعد از دی ماه اگر خدای ناکرده اینبارم مثل سری های قبل شد حتما به توصیه هاتون عمل میکنم وقتی به "او" گفتم گفت مشاوره اشتباه میکنه و پِهنم بارش نیست منم بهش گفتم بعد از اینکه عقد کردیم میریم پیشش و بهش میگم که ما عقد کردیم .. اون طفلی هم گفت طبق حرفای من این نتیجه رو گرفته .. از مشاوره دیروز هم اینکه تونستم درد ُ دل کنم ُ درباره احساسات آقایون بدونم برام بس بود حداقل اینجوری متوجه شدم که احساسات بعضی از آقایون چطوریه و دوست داشتنشون رو چطوری ابراز میکنن .. پس فردا تولدشه خیلی دلم میخواست میتونستم ی کیک خوشکل ُ خوشمزه براش درست کنم ُ دوتایی جشن بگیریم اما امکانش نیست ان شاالله قسمت هم باشیم سال بعد توی خونه خودمون حتما براش اینکارو میکنم . 

پول لازمم هم مموری میخوام هم پول توجیبی اما طفلی "او" جانم این ماه حقوقش بخاطر بدهی های که داره خیلی کم شده و بقولا هشتش گرو ِ نُهش ِ و دستش تنگه و نمیشه بهش بگم : ( 

.

.

اتاقم خیلی بهم ریخته ست برم تمیز کنم ُ ساعت ۴ به بعد برم باشگاه : )

۹۵/۰۹/۲۹
بی نشان بانو