بی قراری های بی نشان بانو

اینجا تا هر بی نـهـایتی که میپسندید، قضاوت کنید

بی قراری های بی نشان بانو

اینجا تا هر بی نـهـایتی که میپسندید، قضاوت کنید

آخرین مطالب
۲۲ دی ۹۵ ، ۱۳:۱۲

00:34

دیشب بهش گفتم که ما قرار نیست باهم ازدواج کنیم مثل قرار قبلی که قرار بود باهم باشیم باهم میمونیم حتی با همه سختیش بهش گفتم برو دوست دختر بگیر واسه نیازهای جنسیت با اینکه برام غییرمکنه با کسِ دیگه ی تقسیمش کنم اما وقتی من نمیتونم برم پیشش یا وصالی در کار نیست چرا باید امیدوارش کنم .. ازش خواستم که هر کاری میکنه رو بهم بگه و چیزی ُ ازم پنهون نکنه که اونم چون از حرفام ناراحت شده بود میگفت هر کار دلش بخواد میکنه ُ نیازی نمیبینه به من بگه میگفت میشم یکی مثل تو منم گفتم کاش بشی مثل من .. میگفت رابطمون داره به پایان میرسه منم گفتم اگر روزی به پایان برسه بدون که مقصر خودت بودی .. میخوام از این پس بی تفاوت باشم سخته اما غیر ممکن نیست . صبح واسه ی کاری رفتم اما اون چیزی که میخواستم نبود بعد از اون ور رفتم دو تا کلاس ثبت نام کردم که یکیش از شنبه شروع میشه کلاسام صبح هست میخوام خودم ُ عادت بدم که صبح زود از خواب بیدار شم بیشتر به فکر خودم باشم و . . 

.

.

اگر بعدازظهر بابام بیاد خونه میخوام ازش پول بگیرم و خودم ُ ببرم سینما به تماشای فیلم هفت ماهگی : ) 

۹۵/۱۰/۲۲
بی نشان بانو